مرجع کد و ابزار وب

ابزار ساخت کد پاپ آپ نیو تب

پشتیبانی

X
تبلیغات
الی گشت
رایتل

گنج داریوش بزرگ

جمعه 1 مرداد 1395 ساعت 12:58
گنج داریوش بزرگ

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند .
جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست.
البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم .
چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود .
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما .
به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست .
چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی .


توجه کنید : همان کانالی که بعد از دو هزار و دویست سال ، بعنوان کانال سوئز توسط اروپایی ها ساخته شد .

و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند .
ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ،
اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود .
در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت .
ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .

کتاب تاریخ امپراتور ایران گنج باستان

جمعه 25 تیر 1395 ساعت 12:58

کتاب تاریخ امپراتور ایران گنج باستان

تاریخ امپراتور ایران کتابی بسیاری خلاصه دربارهء امپراتور ایران قبل از اسلام،که البته نظر مؤلف بیشتر حول محور حکومت را نیز به اختصار به تفسیر می‌کشد.بر این اساس باید گفت‌ که مؤلف تاریخ امپراتوری ایران در پی آن نبوده است که مسئله‌ای‌ مبهم یا تاریک را در این دوره روشن کند و بر نقطه‌های تاریک آن‌ روشنایی تازه‌ای بیندازد.بنابراین نمی‌توان در این کتاب،نظراتی‌ قاطع یافت.مؤلف تنها به این اکتفا کرده که تاریخ هخامنشیان را به‌ طور گذرا تشریح کرده و نگاهی اجمالی به آن بیندازد.

مؤلف در پیشگفتار،بحثی را پیش می‌کشد که به تعبیری نقد و بررسی منابع تاریخ ایران در دورهء هخامنشیان است عنوان‌ پیشگفتار«آیا یونان خوب و ایران بد بود»خود،سرآغازی است بر اینکه،آیا ما براساس منابع یونانی که منحصرا منابع تایخ ایران تا قبل از کشف کتیبه‌های میخی هستند،باید ایران را بد و یونان را خوب‌ بدانیم؟آیا چون ایرانیان،توسط دشمنانشان،به زشتی توصیف‌ شده‌اند ما نیز باید آنها را بر همین اساس بشناسیم؟ سرآغاز پیشگفتار با سخنانی از ایسوکواتس،(سخنور یونانی در سال ۳۸۰ ق.م.)و ارسطو(فیلسوف یونانی)شروع می‌شود که همه‌ ملل غیر یونانی را برده پنداشته‌اند.بندگانی که بر متحدان آنها (یونانی آسیای صغیر)تسلط یافته‌اند.به اعتقاد مؤلف،ارسطو اعتقاد داشت که حکومت یونانیان بر بربرها امری طبیعی و حکومت‌ بربرها بر یونانیان غیر طبیعی است.

دانلود کتاب گنج یابی: فروهر و نگاره های آن

جمعه 18 تیر 1395 ساعت 12:57

دانلود کتاب گنج یابی:  فروهر و نگاره های آن

  • نویسنده: آناهید خزیر

6621Faravahr va Negarehaye An دانلود کتاب صوتی فروهر و نگاره های آن   آناهید خزیر

  زمان کل: ۴۶ دقیقه

 

کتاب «فروهر و نگاره آن توضیح می‌دهد که در باور ایرانی و در دین زرتشتی،هرگز اهورامزدا صورت خارجی و جسمانی ندارد و انتساب این نقش و نگاره به بزرگ دانای هستی‌بخش، صحیح نیست. نشان‌واره فروهر که رد پایش تا دورترین روزگاران تاریخی ما می‌رسد، به چه معناست و اجزای آن چه مفهومی را بازگو می‌کنند؟ کتاب «فروهر و نگاره آن»، کوششی برای پاسخ دادن به این پرسش است و توضیح می‌دهد که «در باور ایرانی و در دین زرتشتی، هرگز اهورامزدا صورت خارجی و جسمانی ندارد و انتساب این نقش و نگاره به بزرگ دانای هستی‌بخش، صحیح نیست» از دیرباز نگاره و نشان واره‌ای وجود داشته است که پیکره مردی را تصویر می‌کند که بال‌های گشوده‌ای دارد و دو رشته آویخته در دو سوی او دیده می‌شوند. میانه آن مرد را دایره‌ای در برگرفته است و در دست او حلقه‌ای دیده می‌شود. این نگاره، «فروهر» نام دارد و نشان‌واره دین زرتشتی است، اما مشکل این‌جاست که برخی به نادرستی آن را انگاره «اهورامزدا»، خدای یگانه هستی‌بخش گمان می‌برند. امروزه این نگاره بین زرتشتیان، نمایانگر شکل فروهر است و به عنوان نشان‌واره دین زرتشتی به کار می‌رود. این نگاره، پیشینه‌ چندین هزار ساله داشته و شبیه آن در جاهای دیگر و نزد قوم‌های دیگر نیز دیده شده است.

شکل کنونی این نگاره در سنگ نبشته‌های هخامنشی و برفراز سر پادشاهان دیده می‌شود. در آن هنگام، نخست به گونه‌ شاهینی بود که بدنی از انسان هخامنشی داشت، پس از آن بال و دم و دیگر بخش‌های این پرنده نیز بر پایه باورهای زرتشتیان تکمیل و مهر رسمی داریوش و دیگر پادشاهان هخامنشی شد. از آن پس در سرتاسر تخت جمشید و نقش رستم و بر بالای همه‌ سنگ نوشته‌ها، به عنوان نماد دولت هخامنشی در سینه کاخ‌ها و کوه‌ها کنده شد. این نگاره بسیاری از مفهوم‌های آموزش داده شده‌ اشو زرتشت را داراست. در نگاه نخست، پیرمردی با لباس آراسته را می‌بینیم که با اندامی برافراشته ایستاده است و با سری پوشیده، رو به سوی خاور، به گونه پرنده‌ای باشکوه و پرتوان، با بال‌های گشاده در حال پرواز و در حال عبور از حلقه‌ای است که در میان دارد. حلقه‌ مهر (پیمان) را در دست چپ گرفته و با دست راست در حال نیایش اهورامزداست. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود (حجم: ۶٫۳MB)

(Format: Mp3          Archive Type: RAR)

 


عکسهایی از دختران ایرانی که در گذشته گرفته شده

جمعه 11 تیر 1395 ساعت 12:42

عکسهایی  از دختران ایرانی که در گذشته گرفته شده 

 

به گزارش سرویس عکس فرارو، آنتوان سوروگین معروف به «آنتوان خان» عکاس‌ ایرانی-گرجستانی زمان ناصرالدین شاه قاجار با مجموعه عکس هایش از مردم، مکان ها آداب و رسوم، مشاغل و خصوصا اقوام ایرانی در عین حال که یکی از نخستین عکاسان ایرانی است و به لحاظ هنری تصاویر درخوری به ثبت رسانده به لحاظ تاریخی، دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است.

  

سیمای یک دختر ارمنی ساکن ایران

 سیمای دختر یهودی ساکن ایران

درباره گنج بزرگ جهان ناشناخته

جمعه 4 تیر 1395 ساعت 12:41

درباره گنج بزرگ جهان ناشناخته

جهان ناشناخته

گرداورنده و مترجم : مهدی شریفی

دریاها و اقیانوسها همیشه در نگاه ماجراجویان و مکتشفین ، جایگاه عجایب و داستانهایی بود که بسیاری از آنها را به سوی خود کشاند ، بشر همواره علاقه داشت که مسیر اقیانوسها را پیموده و به آن سوی اقیانوسها رسیده و از داستانهایی که ماجراجویان پیشین تعریف کرده بودند مطلع شود . بسیاری از این ماجراجویان حتی دوباره به سرزمین خود بازنگشتند و در بین راه اسیر طوفانها ، گرسنگی و بیماریهای بسیار شده و یا در مسیر حرکت خود ، اسیر بومیان جزیره ای دور دست شده و کشته و اسیر شدند . ولی با این حال این ماجراجویی هرگز به پایان نرسید و تا کنون نیز ادامه دارد .

 

جهان ناشناخته

از سال 1400 به بعد دوران بزرگ اکتشافات جغرافیایی آغاز شد . کسانی که در این زمان دست به سفرهای اکتشافی زدند ، چندان نادانسته رهسپار سفر نمی شدند . آنها سفرهای خود را بر سه چیز استوار می کردند  : اول چیزهایی که درباره دنیا می دانستند ، بر اساس تجربیات خودشان یا آنچه از دیگران شنیده بودند . دوم چیزهایی که تصور می کردند می دانند ، بر اساس صدها سال افسانه و داستان . سوم چیزهایی که دانشمندان و معلمان تایید کرده بودند ، بر اساس مبانی دانش آن روز درباره جهان . پاره ای از چیزهایی که آنها می دانستند یا حدس می زدند ، حقیقت داشت ، اما بسیاری دیگر فوق العاده مبالغه آمیز بودند یا اشتباها محاسبه شده بودند یا اصولا ساخته و پرداخته خیال بودند .

 

نقشه جهان از دید اراتستن ، ریاضیدان قرن سوم پیش از میلاد که با استفاده از ریاضیات پایه و مشاهده وضع خورشید ، محیط کره زمین را محاسبه کرد و به شیوه شگفت انگیزی به محیط واقعی زمین نزدیک شد .

تئوری یونانیها

یونانی های باستان جغرافیا را دانشی مهم تلقی می کردند و به آن توجه بسیار داشتند . آنان تصویری شفاف از جهان اطراف حوزه مدیترانه ، دریای سیاه ، و اندکی از ایران و زمین های اطراف دریای کاسپین داشتند . چند مکتشف دلیر از دریای مدیترانه گذشته و به سوی شمال سواحل پرتغال ، فرانسه ، بریتانیای امروزی رسیده بودند و حتی فراتر از آن به سوی شمال رفته بودند . یک یونانی به نام پوتئاس که در دوران اسکندر می زیست ، در قرن چهارم پیش از میلاد به سوی شمال کشتی راند و به سرزمینی رسید که خورشید در آن جا هرگز غروب نمی کرد و آن سرزمین را « توله » نامید ( محل دقیق توله طی 2000 سال اخیر مورد بحث بوده است . عبارت توله اقصی در ادبیات اروپا مجازا به معنی ناحیه ای مجهول است . ) این توله احتمالا جزیره ایسلند یا کشور نروژ بوده است . کشورگشایی اسکندر کبیر دانش مربوط به جهان را گسترش داد .

اسکندر سپاهیانش از رود سند گذشتند ، به افغانستان راه یافتند و بیش از هر اروپایی دیگر در آن زمان در قاره آسیا پیش رفتند .

محاسبات اراتستن

یونانیان باستان این اندیشه را پذیرفته بودند که زمین کروی است . ارسطو فیلسوف بزرگ این دانش را بر چیزی پایه نهاد که خود آن را شواهد «شعور ما » نامید . وی تذکر داد : « فقط یک کره است که می تواند سایه دایره ای شکل به هنگام خسوف بر سطح ماه بیندازد. » در قرن سوم پیش از میلاد ریاضیدان جوانی به نام اراتستن ، محیط کره زمین را محاسبه کرد ، محاسبات او به محیط واقعی زمین بسیار نزدیک تر بود .

اراتستن دومین کتابدار کتابخانه بزرگ اسکندریه بود که در آن زمان خزانه اصلی دانش جهان به شمار می رفت . وی برای محاسبه محیط زمین از ریاضیات پایه و مشاهدات مورد اطمینان استفاده کرد . اراتستن از مسافران شنیده بود که در تحویل تابستانی ( 31 خرداد ) ، به هنگام نیمروز، خورشید در چاهی در ناحیه اسوان ، در جنوب اسکندریه ، به شکل عمودی می تابد . او نزد خود محاسبه کرد که آسوان در فاصله پانصد مایلی جنوب اسکندریه که او می زیست واقع شده است این را می دانست که خورشید هرگز در اسکندریه ، به شکل عمودی نمی تابد . وی با اندازه گرفتن سایه یک برج در اسکندریه در نیمروز 31 خرداد ، از دانش مثلثات استفاده کرد تا زاویه ایجاد شده بر اثر تابش اشعه خورشید بر بالای برج را بدست آورد ، این زاویه حدود هفت درجه بود . پس از معادله بندی هفت درجه و پانصد مایل ، یعنی فاصله بین اسکندریه و آسوان ، اراتستن از ریاضیات استفاده کرد ، بنا به محاسبات او هر درجه حدود 71 مایل طول داشت . از آنجا که مردم اسکندریه نظریه ارسطو را پذیرفته بودند که زمین کروی است ، بنابراین قاعدتا این سیاره گرد 360 درجه داشت . بدین ترتیب برای اراتستن کار ساده ای بود که نتیجه بگیرد محیط کره زمین باید 25560 مایل یعنی 360 * 71 درجه باشد . این ارقام به ارقام شناخته شده امروزی بسیار نزدیک هستند : 24902 محیط استوا و حدود 69 مایل برای هر عرض جغرافیایی .

ولی محاسبات اراتستن از طرف عموم پذیرفته نشد ، بیش تر به خاطر آن که سایر جغرافیدانان از محاسبات وی در زمینه طول یک مایل و نیز فاصله بین اسکندریه و آسوان ایراد گرفتند . دیری نپایید که یونانی دیگری به نام پوسیدونیوس با محاسبات خود به این نتیجه رسید که محیط کره زمین هجده هزار مایل است ، و بسیاری از جغرافیدانان پس از وی ، از جمله بطلمیوس بزرگ ، ارقام وی را پذیرفتند .

ارسطو ، رسالاتی در مورد نجوم داشته است ، مدل او از کائنات بر پایه مدل اقلیدس ( یکی از شاگردان افلاطون ) بود ، اما به جای 27 کره ، 56 کره داشت که در مرکز همه شان زمین ثابت و بی حرکت قرار داشت ، این یعنی اینکه همه کره ها می بایست در طول روز از شرق به غرب می چرخیدند البته با سرعت های متفاوت نسبت به هم . این مدل تا 2000 سال دوام داشت. بطلمیوس، زمین را در مرکز جهان قرار داده بود ، کلیسای مسیحیت به سرعت مدل او را از جهان همچون حقیقت الهی پذیرفت ، این نشانه ای از ساده لوحی کلیسا بود و منجر شد که کلیسا بعدها تصمیمات شرم آوری از جمله محکومیت گالیله را اتخاذ کند .

بطلمیوس دانشمندی یونانی  مصری بود که در قرن دوم میلادی می زیست . او در دو زمینه کار کرده بود : اول : ستاره شناسی که در خلال نظریه اش منظومه شمسی را بدینسان تشریح می کند : زمین در مرکز منظومه شمسی قرار دارد ، ، عطارد ، زهره ، مریخ ، مشتری ، زحل و خورشید و ماه گرداگرد آن می چرخند . دوم : جغرافیا که در خلال ان کوشید طول و عرض جغرافیایی هر نقطه شناخته شده در جهان را تعیین کند .

چنان که دور از ذهن نیست بسیاری از محاسبات بطلمیوس فوق العاده خطا از آب در آمدند ، هم برای آن که این محاسبات بر اساس حدس و گمان و افسانه های مسافران استوار شده بود و هم برای آنکه محاسباتش اندیشه خطایی را مد نظر داشت که آثار وی بیش از هزار سال تاثیر فوق العاده ای بر ذهن همگان داشت . هنگامی که کریستف کلمب سفر اولش را آغاز کرد برنامه اش را بر پایه جغرافیای بطلمیوس تنظیم کرده بود .

 


برچسب‌ها: گنج ناشناختهجهان ناشناختهدفینهزیرخاکی
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خ.ب.م  |  نظر بدهید

گنج بزرگ داریوش کبیر

گنج بزرگ داریوش کبیر

 

یکی از آثار بجامانده از دوران هخامنشی مهر استوانه ای کوچکی است متعلق به داریوش بزرگ که از معبدی در مصر کشف شده است روی این مهر تصویر داریوش بزرگ ایستاده بر گردونه شاهی و در حال تیراندازی به سوی شیر خشمگین نقش بسته است همچنین سه کتیبه به خط میخی پارسی عیلامی و بابلی با عبارت منم داریوش شاه بر روی آن حک شده است محل کشف این مهر معبد آمون در شهر لوکسور مصر میباشد و اینک در موزه بریتیش میوزیوم لندن نگهداری میشود


برچسب‌ها: گنج بزرگداریوش کبیرگنج داریوشزیرخاکیگنج هخامنشیان
+ نوشته شده در  ساعت   توسط خ.ب.م  |  نظر بدهید

گنج آشپزی شهر سوخته

گنج آشپزی شهر سوخته

 

دستور پخت غذایی 5000 ساله باستانی!!

 

 

مرتبط با :

 

تنوع غذایی از جمله موضوعاتی است که انسان همواره به آن می‌اندیشد اما شاید ندانید که مطالعات باستان‌شناسی در شهر سوخته زابل تا کنون بخشی از فهرست غذایی 5 هزار سال قبل ساکنان آن را کشف کرده است.

 

شهر سوخته محوطه‌ای باستانی متعلق به 5 هزار سال قبل است که در 55 کیلومتری جاده زابل به زاهدان واقع شده است. این شهر بزرگ در پی مطالعات باستان‌شناسی به یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی جهان بدل شد و بخشی از میراث کهن بشری از جمله نخستین گام‌ها برای ساخت نقاشی متحرک (انیمیشن)، جراحی جمجه، ساخت چشم مصنوعی و ... در این منطقه برداشته شده است. گفته می‌شود که مردمانی سخت‌کوش ساکنان این شهر باستانی را تشکیل می‌دادند و آنقدر در اقتصاد پیشرفت کردند که امروز از شهر سوخته به عنوان نبض اقتصاد 5 هزار سال قبل شرق فلات ایران یاد می‌شود.

 

شهر سوخته امروز منطقه ای خشک و بی آب و علف است که گویا هیچ گاه انسان در آن زندگی نمی کرده است. اما تحقیقات گیاه باستان شناسی خلاف این ادعا را اثبات می کند. این تحقیقات نشان می دهد که این منطقه در پنج هزار سال پیش و در زمان حیات ساکنان شهر سوخته از پوشش گیاهی مناسبی برخوردار بوده و درختان بید مجنون، افرا و سپیدار در این منطقه به وفور وجود داشته است. هر چند که شهر سوخته در پنج هزار سال پیش نیز منطقه ای بسیار گرم بوده، اما آب کافی از رودخانه هیرمند به این منطقه می رسیده و زمین های کشاورزی شهر سوخته را سیراب می‌کرده است.

 

از جمله مهمترین یافته‌های باستان‌شناسی در شهر سوخته کشف طبخ غذا در این محوطه باستانی است. باستان‌شناسان تا کنون با بررسی‌های علمی روی اشیاء بدست‌آمده و دانه‌های گیاهی و بقایای جانوری دستور تهیه بیش از 5 نوع غذای باستانی که در زمان مردم شهر سوخته رایج بوده است را کشف کرده‌اند.

 

باستان‌شناسان طی چندین سال کاوش مختلف و با همکاری آزمایشگاه گیاه شناسی موزه ملی شرق شناسی ایتالیا با انجام بررسی‌های بسیار دقیقی روی باقی‌مانده مواد غذایی در ظروف باستانی، تجزیه و تحلیل سطح داخلی ظروف و سرند کردن خاک سطح محوطه‌ها موفق شدند بیش از 25 نوع دانه خوراکی و گیاهی مصرفی، چند نوع نوشیدنی، انواع میوه ها و سبزیجات و روش آماده سازی چند نوع غذای ساکنان این محوطه باستانی را شناسایی کنند.

 

آشپزی به سبک مردمان شهر سوخته

حال بد نیست به دستور العمل پخت 5 نوع از غذاهای شهرسوخته توجه کنیم. اهالی شهر سوخته سعی می‌کردند که در پخت و پز خود تنوع غذایی را نیز رعایت کنند. غذاهای شهر سوخته با بهره‌گیری کامل از تولید غذای بومی و شکار و صید ماهی همراه بوده است.

 

ماهی و دانه‌های گشنیز را با هم خوب ترکیب کنید و در داخل برگ مو جای دهید. این ترکیب، دستور پخت یک نوع دلمه است که ساکنان محوطه باستانی شهر سوخته، 5هزار سال پیش مصرف می‌کرده‌اند. البته با آنچه امروز به عنوان دلمه خورده می‌شود متفاوت است ولی ارزش یک‌بار درست کردن را دارد. مواد لازم را تهیه کنید و دست به‌کار شوید. البته اگر می‌خواهید از فهرست غذاهای شهر سوخته استفاده کنید، بهتر به بقیه آن‌هم نگاهی بیاندازید.

 

تخم اردک یا غاز را در داخل خاکستر گرم بپزید. همزمان دست‌ به‌کار پخت نانی شوید که از آرد کنجد پخته شده است. گفته می‌شود که این غذا را حتما با این نان میل می‌کردند و احتمالا باید خیلی خوشمزه باشد. یکی دیگر از غذاهای شهر سوخته با استفاده از گوشت گوسفند یا بز پخته می‌شده است. با این تفاوت که گوشت را در شیر می‌پختند و به این ترتیب طعم خاصی پیدا می‌کرده است.

 

به تنوع غذایی‌تان سوپ را هم اضافه کنید. ساکنین شهر سوخته از ترکیب جو، گوشت گوسفند، کشک و کشمش نوعی سوپ می‌پختند و آن را با نان پخته شده از آرد کنجد میل می‌کردند.

 

بررسی‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که مردم شهر سوخته از خیار، انگور، خربزه، هندوانه، پسته وحشی، زیره، گشنیز و سیر فراوان به عنوان میوه و سبزیجات، ماست و شیر به عنوان لبنیات، تخم اردک، گوشت اردک، ماهی، گوسفند، بز و گاو به عنوان پروتئین‌های خوراکی و از ماءالشعیر (آب جو تخمیر نشده) و آب انگور به عنوان نوشیدنی در پنج هزار سال پیش استفاده می کرده‌اند. همچنین کارشناسان و باستان‌شناسان؛ به بررسی فواید تغذیه مواد غذایی مصرفی ساکنان شهر سوخته نیز پرداخته‌اند.

 

به گفته باستان‌شناسان بررسی‌ها روی مواد مصرفی و ترکیبات غذایی ساکنان شهر سوخته نشان می‌دهد که آنها از تغذیه سالم برخوردار بوده‌اند و تمام پروتئین‌ها، ویتامین‌ها و ترکیبات مورد نیاز زندگی را در جیره غذایی خود مصرف می کرده‌اند.

 

مردمان شهر سوخته از تمام طبیعت پیرامون خود به نحو شایسته‌ای استفاده می‌کردند. گویا در آن زمان دورریزی وجود نداشته و همه چیز در خدمت زندگی انسان و تعامل وی با طبیعت بوده است. البته در برخی موارد مثل استفاده از چوب برای سوزاندن، باعث تخریب محیط زیست خود نیز شده‌اند.

چنار درخت مقدس و گنجینه ایران زمین

جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 12:40
چنار درخت مقدس و گنجینه ایران زمین

در مورد پادشاهان هخامنشی نقل است که چنار از چنان تقدسی برخوردار بوده که در خوابگاه شاهان چنار زرینی به همراه تاکی زرین آراسته به زیور نگهداری می‌شده است و گویی دستیابی به این چنار به معنای به دست آوردن سلطنت بوده است. ظاهرا چنار مظهر غنای طبیعت بوده اما همراه شدن آن با تاک چه توجیهی دارد؟ تنها مطلبی که در مورد درخت اخیر می‌دانیم روایت هرودوت است که آخرین شاه ماد در خوابی می‌بیند تاکی از شکم دخترش، ماندانا رویید و سراسر آسیا را پوشاند.

 

چنار

 

امروزه بسیار از اهمیت حفظ و نگهداری درختان به عنوان یکی از اصلی‌ترین منابع زیستی سخن می‌رود. انسان امروزی چنان از طبیعت فاصله گرفته که نسبت به منابع گیاهی از جمله درختان بی‌توجه گشته و غالبا از یاد برده که در روزگاری نه چندان دور، درختان نه فقط نقشی زیست محیطی بلکه اعتقادی در زندگی آدمی داشته‌اند. در میان تمام ملت‌های بشری درخت در باور‌های اعتقادی چندان رسوخ کرده بود که هاله‌ای از تقدس پیرامون آن را فرا می‌گرفت. هر ملتی غالبا با توجه به اقلیم خود یک نوع درخت را بیش از سایر درختان محترم می‌شمرد. در ایران، درخت چنار و سرو از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و هستند.

بلوط در میان سلتی‌ها، بابونه در میان آلمانی‌ها، زبان گنجشک در میان ملل اسکاندیناوی، زیتون در میان مسلمانان، درخت عرعر و غان در سیبری، همه جزو درختان مقدس‌اند. همه این درختان در چند ویژگی مشترک‌اند. از همه بارزتر نوزایی هر ساله آنهاست. 
مرگ درختان در زمستان و تولد دوباره آنها با فصل بهار درخت را همواره به نمادی از زندگی و جاودانگی تبدیل کرده و جایگاه خاصی بدان بخشیده است. از طرفی، تمامی درختانی که به نوعی مقدس بوده‌اند، معمولا درختانی بزرگ با عمری طولانی هستند. انسان از قدیم برای درختان وجود روان را قائل بوده است. اعتقادی که به اساطیر و قصه‌های مردم نیز راه یافته است. مثلا در آفریقا، درخت نارگیل را دارای روان و زندگی بخش می‌دانند و افکندن یک درخت نارگیل برابر با مادر‌کشی است. در میان بسیاری از ملل از جمله در فیلیپین اعتقاد بوده که ارواح در گذشتگان بر نوک بلند‌ترین درختان زندگی می‌کنند. 
در قصه های پریان، دختر شاه پریان از میوه درختی و غالبا درخت انار بیرون می‌آید. درخت انار و خرما نیز جزو درختان برکت بخش در ایران هستند. در مورد درخت خرما، کهن‌ترین متنی که وجود دارد، منظومه درخت آسوریک به زبان پهلوی است که اصل آن را از پارتی می‌دانند. این منظومه، مناظره‌ای است میان درخت خرما و بز که هر یک فواید خود را بر می‌شمرند و سر‌انجام درخت خرما در این مناظره پیروز می شود. باز هم تاکیدی دیگر بر برکت بخشی و اهمیت این درخت.

 

چنار


مهم‌ترین نتیجه‌ای که چنین باورهایی دارد، قائل شدن قدرتی خاص برای درختان است. هنوز هم در روستاهای ایران، درختان کهنسالی را می‌بینیم که به آنها دخیل بسته‌اند. این درختان در اعتقادات مردمی قادرند باران بیاورند، خورشید را به درخشش وادارند، گله‌ها را افزایش بخشند، زنان را به بارداری و زایش یاری دهند و سرانجام نذری را بر آورده سازند. غالب این درختان مقدس از میان درختان چنار انتخاب شده‌اند. 
چنار کهن چنان خصوصیاتی طبیعی دارد که می‌توان اعجاب مردم ساده را بر‌انگیزد. چنار عظیم‌ترین و از پر‌عمر‌ترین درختان ایران است. چنار چنان بلند و افراشته است که از دور دست دیده می‌شود. دهقانان ایران چنار را شاه درختان می‌دانند. اما عظمت چنار تنها دلیل تقدس آن نیست. چنار هر ساله پوست می‌اندازد و شاخه‌های تنومند آن رنگ سبز روشنی به خود می‌گیرد. این جوان شدن هر ساله چنار نیز قداست خاصی به آن بخشیده است. زیرا حفظ قدرت جوانی یکی از شرایط لازم برای باروری است و در نتیجه، آن را مظهر برکت و نعمت بخشیدن ابدی خدایان و ارواح می‌سازد. از آنجا که مردم غالبا برای حفظ اعتقادات کهن رنگ و بویی از اعتقادات تازه به آن می‌بخشند، در مورد درخت چنار نیز این اتفاق افتاده است و در باورهای مردمی، در زیر هر چنار مقدس و کهنی امامزاده‌ای مدفون است. این که واقعا امامزاده‌ای مدفون باشد یا خیر، معلوم نیست آنچه مهم است تقدس چنار است که با این عنوان حفظ گشته است. حتی در یکی از روستاهای منطقه طالقان، درخت چنار مقدسی است که بنابر اعتقادات مردم منطقه، روز عاشورا از آن خون می‌آید. 
در مورد پادشاهان هخامنشی نیز نقل است که چنار از چنان تقدسی برخوردار بوده که در خوابگاه شاهان چنار زرینی به همراه تاکی زرین آراسته به زیور نگهداری می‌شده است و گویی دستیابی به این چنار به معنای به دست آوردن سلطنت بوده است. ظاهرا چنار مظهر غنای طبیعت بوده اما همراه شدن آن با تاک چه توجیهی دارد؟ تنها مطلبی که در مورد درخت اخیر می‌دانیم روایت هرودوت است که آخرین شاه ماد در خوابی می‌بیند تاکی از شکم دخترش، ماندانا رویید و سراسر آسیا را پوشاند. خوابی که به تولد کوروش و فتوحات وی تعبیر شد. از طرفی، انگور در اساطیر ایران مظهر خون است و خون نیروی اصلی حیات. از آنجا که خون سلطنت از طریق زنان ادامه می‌یافت، شاید بتوان تاک زرینی را که بر چنار زرین می‌پیچید مظهر خون و دوام سلطنت هخامنشیان دانست. در واقع چنار مظهر شاه و تاک مظهر همسر او بوده است. 
علاوه بر چنار، سرو افراشته و همیشه سبز نیز جایگاه خاصی در میان قوم آریا داشته است. گرچه سرو قداستی چون چنار نیافته اما از درختان مورد احترام ایرانیان بوده است. احترام به این درخت با باورهای میترا به اروپا رفت و همچون سایر اعتقادات مهرپرستی در مسیحیت ریشه دواند تا بدانجا که امروزه جزو لاینفک جشن سال نو مسیحیان در هر گوشه جهان گشته است. 
اهمیت درختان به خصوص درختان چنار و سرو چنان بوده که کاشتن درخت در ایران جنبه اعتقادی هم یافته بود و جزو ثواب‌های بزرگ به شمار می‌آمد. سنتی که پس از اسلام هم ادامه یافت و هنوز هم ادامه دارد. روز 15 اسفند را سالیان سال است که با عنوان جشن درختکاری می‌شناسیم و در این روز، می‌کوشیم با طبیعت آشتی کنیم. سنتی که بنیان آن منسوب است به پیامبر و اندیشمند بزرگ ایران، اشو زرتشت. او با دست خود درخت سروی در شهر کاشمر غرس کرد که سالیان سال پس از او هم این سرو زیست تا آنکه در دوره خلفای عباسی به درخت کهنسال و مقدسی بدل گشته بود که مورد نذر و نیاز مردم ایران قرار می‌گرفت. شهرت این سرو را خلیفه عباسی تاب نیاورد و دستور داد تا آن را از بن در‌آورند.

چنار
«باری، خلیفه‌ی بغداد / آن برگزیده شیوه‌ی شدادی / بر باد رفت، حتی / نام خلیفه‌ی خودخواه خودپرست / از یاد رفت / اما / در کاشمر هنوز / در ذهن هر خردور ایرانی / سروی به پاست / آن سرو / سرفرازتر از هر چه سرو / پا برجاست.» (حمید مصدق) 
در پایان، در اهمیت درخت به جاست از دو درخت مهم اساطیری ایران نیز صحبت کنیم. درخت بس تخمه یا همه تخمه که منشا تمامی گیاهان جهان است و همه نوع گیاه از او می‌روید. سیمرغ، پرنده اساطیری ایران، بر این درخت آشیان دارد و هر سال، بنا بر متن پهلوی گزیده های زاد سپرم، «آن درخت را بیفشاند، آن تخم‌های (فرو ریخته) در آب آمیزد، تیشتر (ایزد باران در اساطیر ایران) آنها را با آب بارانی ستاند، به کشورها باراند» و به این ترتیب، همه نوع گیاه در همه جای زمین روید. این درخت در دریای فراخکرد، دریای بی‌انتهای کیهانی، به همراه درخت «گوکرن» یا «هوم سفید» قرار دارد. درخت گوکرن درخت مهم اساطیری دیگری است که اکسیر جاودانگی را در هنگام بازسازی جهان به مردمان می‌بخشد و بر اثر آن، همه مردم جاودانه بی‌مرگ می‌شوند. بنابر متن پهلوی بندهشن، این درخت برای بازداشتن پیری بد دم است. اهریمن برای از بین بردن این درخت وزغی را در دریای فراخکرد به وجود می‌آورد اما در مقابل، اورمزد دو ماهی مینوی به نام «کر» می‌آفریند که مامور نگاهبانی از این درخت می‌شوند و همواره یکی از این ماهی‌ها وزغ را زیر نظر دارد. در آغاز آفرینش آدمی نیز درخت به یاری مشی و مشیانه، نخستین زوج بشر، می‌آید. مشی و مشیانه برای طبخ غذای خود نیازمند آتش بودند و آتش مورد نیاز آنان را دو درخت کنار و شمشاد که بنابر اساطیر ایران آتش دهنده‌ترند، فراهم کردند. 
درخت در دین‌های دیگر هم از جایگاه خاصی برخوردار است. در دین یهود، خداوند در میان شعله‌های آتشی که از درون درختی سر بر می‌آورد، با حضرت موسی (ع) سخن گفت. حضرت مریم زیر درخت خرمایی با ریزش خرمای آن روزه خود را گشود و در اسلام، درخت طوبی درخت مقدسی است که در بهشت جای دارد. نماد معرفت نیز در همه این دین‌ها درختی است که میوه آن، ممنوعه است و با خوردن آن، آدم و حوا هبوط می‌کنند و از بهشت رانده می‌شوند.

-------------------------------------------------منابع: 
آموزگار، ژاله؛ تاریخ اساطیری ایران، تهران: سمت، 1374، چاپ دوم. 
بهار، مهرداد؛ از اسطوره تا تاریخ، تهران: نشر چشمه، 1381. 
بهار، مهرداد؛ پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: آگه، 1378. 
زمردی، حمیرا؛ نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی و منطق‌الطیر، تهران: زوار، 1382. 
شوالیه، ژان و آلن گر بران؛ فرهنگ نمادها، ترجمه و تحقیق از سودابه فضایلی، تهران: جیحون، 1382. 
فرنبغ دادگی؛ بندهش، گزارش مهرداد بهار، تهران: توس، 1380. 
هینلز، جان؛ شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار _ احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه _ نشر آویشن، 1379. برگرفته از : پایگاه میراث فرهنگی

نشانه های مهم گنج و دفینه و آموزش گنج یابی در ایران

جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 12:15

نشانه های مهم گنج و دفینه و آموزش گنج یابی در ایران

نشانه ای است که در ابتدای ورودی و دهانه غار قرار گرفته باشد که نشانه عدم وجود تله فیزیکی یا شیمیایی است و یا دانستن این مطلب که در دیگر موارد خصوصا در غارها و تونل هایی که به نوعی بسته یا مسدود گشته اند، وجود تله فیزیکی اجتناب ناپذبر است! لذا به دیوارهای کناری به هیچ عنوان نباید دست بزنید...

 

در اینجا مطلبی کوتاه در مورد علائم شناسی آنهم در خاورمیانه برای شما میگذارم. البته در رابطه با این مطلب حرف و سخن بسیار است و کسانیکه توضیحات بیشتری را در این رابطه، نیاز دارند، می توانند به کتابهای بنده مراجعه فرمایند.

اما علائم شناسی در ایران با خیلی جاهای دیگر دنیا فرق می کند و خیلی از دوستان فقط در سایتها و وبلاگهای خارجی دنبال معنی و مفهوم آنها می گردند و یا تعدادی از دوستان آذری زبان ما، فقط سایتهای ترکیه را عینا ترجمه کرده و مورد استفاده قرار داده و تازه آن مطالب را وحی منزل می پندارند!؟ و خود را نیز مدعی نیز می دانند!!

اما حتی همان سایتها نیز دچار اشکال و خطاهای بسیار هستند و یا اینکه بسیاری از مطالب آنها اصلا به درد کشورمان نمی خورد!

وقتی این دوستان، به یکباره (ظرف کمتر از یکماه) استاد گردیده اند و حداقل دارای تجاربی عملی در این مقولات نیستند، بدون داشتن اطلاعات مورد نیاز این رشته و با استناد به آن مطالب سایتهای ترکیه، اقدام به رمزگشایی کرده و بسیاری از کاوشگران را نیز بدتر سر در گم می کنند!

بنده نمی خواهم بگویم که نظرات بنده تماما درست و بی غلط می باشد، اما میتوانم بگویم که لااقل جزء معدود کسانی هستم که در این عرصه خاک ها خورده اند! تا بتوانم امروز به این نقطه برسم. البته همانطور که بارها ذکر کرده ام، هیچکس نمی تواند ادعا نماید که در باستان شناسی (خصوصا علم نشانه ها) کاملا استاد می باشد، زیرا هر لحظه ممکن است با کشف جدیدی ، تمام محفوظات گذشته اش به یکباره زیر رو گردد و به کل نظریه مروزش به بایگانی تاریخ بپیوندد!

امروزه در اکثر نقاط دنیا چه در موارد مجاز و چه غیر مجاز، با روش های علمی بدنبال گمانه زنی و گنج پژوهی میروند. البته باید متذکر شوم که حتی از علم فراتر هم وجود دارد که آن را تجربه گویند و به راستی که تجربه خود به تنهایی، یک استاد راهنما می باشد و در همین جا باید اعتراف نمایم که خود بنده با آنهمه تجارب عملی و نیز دانش علمی، بسیار پیش آمده که از چنین افرادی که خاک خورده و سینه سوخته این کار می باشند مشورت کرده ام و از آنان درسها، گرفته ام.

فهمیدن و درک علائم و ... سپس دقت در نکات کلیدی و حساس میتواند موفقیت شما در کارهایتان گردد. لذا اکیدا توصیه می نمایم که اگر خود علم کافی و نیز تجاربی تاثیر گذار، ندارید، تا زمانیکه پیر و یا استاد ندارید، به دنبال این کار نروید! کسانی که به دنبال حفاری میروند باید علائم شناسان خوبی نیز باشند و اگر علائم شناس خوبی نباشید حفار خوب و موفقی نیز نخواهید بود. زیرا هر علامت و نشانه ای، برای خودش داستان و حکایتی زیبا و حتی پیچیده و مرموز بدنبال دارد! مانند خطوط تصویری که هر کدام از آنها حرفی برای گفتن دارند.

به طور مثال باید بدانید که سگ یا گاو ، لاکپشت و ماهی ، مار و مرغ و یا هر تصویری چه مفهومی دارد تا بتوانید یک حفاری موفق، داشته باشید و از  زحماتتان نیز نتیجه لازم را دریافت دارید.

بسیاری از آقایان، در سایتها و وبلاگهای موجود، خود را باستان شناس و ...  معرفی نموده و دفتر و دستکی به راه میاندازند و خود را باستان شناس یا علائم شناس معرفی میکنند! و وقتی یه سوال ساده از ایشان می پرسید، یا یکسری چرندیات تحویلتان می دهند و یا اینکه الکی و با استنادی تکراری و مسخره پاسخ می دهند که آن مکان چیزی نیست و علامت شما کلا بکر و طبیعی است!!

با اینکه علائم شناسی چندین واحد دانشگاهی و یا حتی می تواند بعنوان یک پایان نامه قوی بکار رود چطور این آقایان به شما و دیگران به این راحتی پاسخ میدهند و با یک نگاه سطحی آنهم یک یا چند عکس و بدون بررسی و دقت لازم، به اشتباه، پاسخ داده و اینگونه شما را راهنمایی می کنند!؟

 

در اینجا بنده به اختصار به چند نمونه از نشانه های دفینه و چگونگی گمانه زنی جهت شروع به حفاری را برایتان ذکر می نمایم تا کاملا متوجه عمق مطلب بالا بشوید.

مثلا شما باید همواره خصوصیات هر حیوان را مد نظر خود داشته باشید تا بتوانید درست نظر دهید و یا اینکه گاهی اوقات متراژها و فواصل از محل نشانه تا هدف ، به چند سانت هم خلاصه می شود و همچنین باید به یاد داشته باشید که هدف شما میتواند در یکی از مکانهای دارای شرایط دفینه گذاری، قرار گرفته باشد! و نباید فقط به یک یا دو نقطه معطوف نشوید و حتما به علائم موجود (هر چند کوچک) توجه کامل داشته باشید.

تمامی علائم و نشانه ها این معنی را دارا می باشند که هدف در کنار سنگ یا در پهلوی تپه ای وجود دارد. ضمنا علامت و نشانه ای می تواند گمراه کننده نیز باشد و یا دفینه اش را برداشته باشند.

از دیگر علائم و نشانه های مهم، نشانه ای است که در ابتدای ورودی و دهانه غار قرار گرفته باشد که نشانه عدم وجود تله فیزیکی یا شیمیایی است و یا دانستن این مطلب که در دیگر موارد خصوصا در غارها و تونل هایی که به نوعی بسته یا مسدود گشته اند، وجود تله فیزیکی اجتناب ناپذبر است! لذا به دیوارهای کناری به هیچ عنوان نباید دست بزنید.

باید بررسی نمایید که آثار و علائم بجای مانده یا نشانه های مورد استفاده، متعلق به کدام دوره باستانی است، زیرا علائم در دوره های مختلف با هم فرق می کردند و توسط سربازان حکومتی، پادشاهان، وزیران و یا راهزنان بعنوان نشانه دفینه یا مقبره ای که در انبار و یا اتاقک یا اتاقهایی در زیر زمین مخفی میشدند، مورد استفاده قرار می گرفتند.

باید توجه داشته باشید که نشانه های دفینه راهزنان و گنج های حکومتی، با هم تفاوت دارند. حتما ابتدا باید زیر خود نشانه مورد بررسی واقع گردد (بهترین روش در این حالت، استفاده از تجهیزات و لوازم فلزیابی و گنج یابی است)، نکته دیگر اینکه در محل قرار و ملاقات راهزنان با یکدیگر، وسایل کمی می گذاشتند، و بدلیل وجود نشانه در محل قرار گیری سرمال (دفینه اش را قبلا برداشته اند).

 

 

نشانه ها حتی به ما میگویند چه کسی و با چه تعداد نفراتی، دفینه را در اینجا گذاشته اند و بطور مثال: دفینه ایی که توسط دو نفر راهزن مخفی شده باشد، حتما قبری در جلوی نشانه است که دارای دفینه میباشد.

گنجینه ای که در خزینه (سفیدخانه و تنور) قرار دارد، متعلق به راهزنان یا سرداری می باشد.

نشانه دفینه های اصلی همواره برای آنها سوگند خورده شده و دارای مال بزرگی می باشد و گذارنده برای خود در نبودش نفرین گذاشته است (نفرین همان طلسم یا موکل می باشد)، چند متر به سمت راست، سپس چپ و نیز شمال و جنوب نشانه را، می بایست بررسی کنید، همه موارد (همچون تله، قسم، نفرین و ...) در علائم آنجا موجود می باشد و شما با فهمیدن آنها میتوانید به راحتی به هدفتان دست پیدا نمایید و کارهایی که چندین نفر در طول یک ماه به آن میرسند شما به تنهایی و یا بهمراه یک یا حداکثر دو نفر دیگر، در عرض یک تا پنج روز میتوانید، به آن دست پیدا نمایید! و نهایتا ثمره تجربه و علمتان را از زمین بگیرید، اما هیچوقت به آثار و میراث فرهنگی بی احترامی نکنید و به آنها صدمه ای وارد ننمایید تا لااقل برای آیندگانمان باقی بماند همانطور که پیشینیان ما برای ما به یادگار گذاشته اند- موفق باشید.

گنج بزرگ مقبره تراکیان

جمعه 14 خرداد 1395 ساعت 12:13

گنج بزرگ مقبره تراکیان

گنج کشف شده در مقبره تراکیان (Thracian) واقع در شهر سووشتاری بلغارستان مجموعه ای از مجسمه های طلایی و ظریف است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر قدمت این گنجینه حدود 2400 سال پیش تخمین زده شد است

اقوام تراکیان که در کنار رود دانوب زندگی می کردند دارای ذخایر غنی و هنر  فلزکاری بسیار غنی  بوده اند. تراکیان  در روزگار باستان در مرکز، خاور و جنوب خاوری اروپا می‌زیستند.و زبان تراکی از ملهم از زبان‌های هندواروپایی بود.

بلغارستان سابقه طولانی ای در استخراج و ساخت طلا را دارد. میتوان گفت که بلغاری ها هنر طلاکاری را پبشتر از سایر کشورها مورد استفاده قرار میدادند.

دروغگویی و گنج یابی

سه‌شنبه 11 خرداد 1395 ساعت 12:46

دروغگویی  و گنج یابی

اما به هرحال سکه‌های تقلبی هیچگاه بدون عیب و نقص نخواهند بود.

 شناخت مشکلات ساخت سکه باستانی و اثرات بجا مانده بر روی آنها می‌توانند کلیدی برای شناخت سکه‌های تقلبی باشند. با این حال باید دقت داشت که اغلب این روش‌ها (بجز روش ماشین‌کاری الکتریکی) نیز بوسیله جاعلین در باستان استفاده می‌شده و تشخیص آنها با سکه‌های تقلبی مدرن مشکل خواهد بود....

چندی پیش، فردی که خود را چوپان معرفی می کرد و اقدام به فروش مجسمه و سکه های تقلبی عتیقه می کرد، دستگیر شد.

سرهنگ حسین حسین زاده رییس پلیس آگاهی استان اصفهان با اشاره به دستگیری فروشنده مجسمه و سکه های تقلبی عتیقه در اصفهان اظهارکرد: این فرد خود را چوپان معرفی کرده و با تقلید لهجه لری و افغانی نسبت به فروش اجناس تقلبی اقدام می کرد!!

وی با بیان اینکه ارسال پیامک با محتوای پیدا کردن گنج و نیاز به خریدار از دیگر ترفندهای این فرد کلاهبردار بود، ادامه داد: این فرد با ارسال پیامک برای افراد مختلف در سراسر کشور طعمه خود را انتخاب و اقدام به کلاهبرداری می کرد.

رییس پلیس آگاهی اصفهان با بیان اینکه تاکنون پنج مالباخته شکایت خود را از این فرد اعلام کرده اند، اضافه کرد: افراد شاکی علاوه بر اصفهان از استان های یزد، کرمان و تهران هستند.

حسین زاده با اشاره به اینکه این فرد با ارایه سکه و مجسمه های تقلبی عتیقه مبالغی بین ۲۰ تا ۶۰ میلیون تومان را از مالباختگان دریافت کرده است، افزود: متاسفانه هنوز مردم به هشدارهای پلیس توجه نمی کنند و همچنان در دام این شیادان گرفتار می شوند.

بله دوستان، این مطلب بهانه ای شد تا بنده نیز مطالب مهمی را در راستای چگونگی ضرب و ساخت سکه های تقلبی، به همراه روش شناخت آنها را در این بخش قرار دهم، باشد تا موجب جلوگیری از کلاهبرداری تعدادی از آدمهای بی هویت و بی مصرف از افراد ساده دل و ساده لوح گردد.

مقدمه: 
تنها چند روش عمده وجود دارد که جاعلین می‌توانند از آن برای ساخت سکه‌های تقلبی باستانی استفاده نمایند.
 هریک از سکه‌های ساخته شده در نهایت اثری از جعل بر روی خودشان باقی می‌گذارند. البته تعدادی از جاعلین حرفه‌ای توانسته اند به اثرات بجا مانده از تقلب چیره شوند.
 اما به هرحال سکه‌های تقلبی هیچگاه بدون عیب و نقص نخواهند بود.
 شناخت مشکلات ساخت سکه باستانی و اثرات بجا مانده بر روی آنها می‌توانند کلیدی برای شناخت سکه‌های تقلبی باشند. با این حال باید دقت داشت که اغلب این روش‌ها (بجز روش ماشین‌کاری الکتریکی) نیز بوسیله جاعلین در باستان استفاده می‌شده و تشخیص آنها با سکه‌های تقلبی مدرن مشکل خواهد بود.
 در اینجا صرفاً مواردی تشریح خواهند شد که قادر به شناخت روش‌های ساخت سکه‌های تقلبی شد و آنقدر وارد جزئیات نمی‌شویم که بتوان سکه‌ای تقلبی ساخت.

روش‌های پایه عبارتند از:

1- روش ریخته گری
 در این روش قالب ماسه‌ای بوسیله سکه اصلی ساخته می‌شود و با تزریق فلز مذاب سکه‌های تقلبی تولید می‌گردند. 
2- ماشین کاری الکتریکی
 مانند ریخته‌گری ماسه‌ای، قالب ساخته می‌شود اما بجای فلز مذاب، روی سطح قالب پوشش فلزی ایجاد می‌شود. 
3- شکل دهی
 در این روش معمولاً سکه بوسیله ابزار دستی تراش داده می‌شوند اگرچه بوسیله ماشین نیز این امکان وجود دارد.
 معمولاً در این روش سکه تقلبی بصورت اصل تغییر داده می‌شود که در این حالت یا کیفیتی بهتر از اصل پیدا خواهد کرد و یا بصورت یک سکه کمیاب در می‌آید. 
4- قالب ضربه‌ای
 در این روش قالب یا بوسیله نقش انداختن سکه اصل موجود در موادی خاص و یا با طراحی جدید بر روی قالب فلزی حکاکی شده و سپس سکه‌های تقلبی ضرب می‌گردند.

ضرب جدید سکه‌های باستانی

و روش شناخت سکه‌های اصلی و جعلی


جعل به روش ریخته گری
ریخته گری ماسه و خاک رس: 
 
ریخته گری ماسه
روش ریخته‌گری ماسه و یا گل رس تقریباً یکی از بی‌کیفیت‌ترین روش‌ها برای ساخت سکه‌های تقلبی می‌باشد.
 بطوریکه سکه‌های ساخته شده بوسیله این روش چنان بی‌کیفیت می‌باشند که حتی مجموعه داران تازه کار نیز بخوبی آثار بجا مانده از جعل را می‌توانند کشف نمایند.
 روش ساخت این سکه‌ها بسیار ساده و ارزان می‌باشد و معمولاً در بازار توریست‌ها عرضه می‌گردد. 
در این روش دو نیمه جعبه یا قالب وجود دارد که براحتی بر روی هم قرار گرفته و فیکس می‌گردد.
 در ابتدا قالب‌ها با ماسه نرم و یا خاک رُس و با چسب مخصوص جهت اتصال دانه‌ها مخلوط شده و پر می‌گردند.
 سکه‌ای که قرار است کپی شود در روی ماسه قرار داده می‌شود تا نقش سکه بر روی ماسه یا خاک رس ایجاد گردد و همچنین نقش طرف دیگر سکه را بر دیگر قالب انداخته و سپس راهگاهی برای ورود مواد مذب ایجاد می‌نمایند. حال اگر این دو نیمه بر روی هم قرار داده شود قالب برای ساخت سکه تقلبی آماده است
 سپس از طریق راهگاه مواد مذاب را درون قالب ریخته تا پر شود.
 نتیجه کار یک سکه کپی شده از اصل با یک زائده فلزی چسبیده به آن که از راهگاه بجا مانده می باشد (شکل زیر). که در آخر زائده باید از سکه جدا گردد.

 در این روش، برای هر کپی باید دوباره سکه را درون قالب ها قرار داده و مراحل بالا گذرانده شود.

 در این روش اگر در یک قالب ماسه‌ای چندین سکه قرار داده و با ریختن یک بار مواد مذاب چندین سکه کپی ساخته شود و می‌تواند فرآیند ساخت سریعتر انجام شود.

در این روش ضعف‌هایی وجود دارد که بطور سریع می‌شود، جعلی بودن آنها کشف گردد:

گنج آتشکده

چهارشنبه 5 خرداد 1395 ساعت 12:48

آتشکده گنج و تاریخ

آتشکده 2700 ساله در خوزستان

 

 

آتشکده جاویدان (صفه سرمسجد) واقع در مسجد سلیمان بنایی متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد است که بنا بر نظر برخی کارشناسان، معماران برای ساخت تخت جمشید از آن الهام گرفته‌اند.
نوع معماری این بنا، آتشکده جاویدان اورارتویی است که مهمترین مشخصه آن استفاده نکردن از ملات و گذاشتن سنگ خشک روی سنگ خشک دیگر است.
بنا به نوشته‌های پروفسور گیرشمن، باستان‌شناس فرانسوی در کتاب «ایران از آغاز تا اسلام» تخت جمشید نیز با استفاده از همین الگو ساخته شده است.
این معبد که در گذشته‌های دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که به گفته مورخان مقر حکومتی پارس‌ها بوده است.

 


آتشکده سرمسجد، به دستور یکی از پادشاهان بزرگ هخامنشی ساخته شده و هر کدام از سنگ‌های بزرگ معدنی به کار رفته در آن 4 تا 5 تن وزن دارد.
برای ساخت دیوارهای این معبد هیچ نوع ملاتی به کار نرفته و با توجه به زلزله‌های مکرر در مسجد سلیمان احتمال ریزش این سنگ‌های خشکه‌چین وجود دارد.


محراب آتشکده متعلق به قرن ۷- ۸ قبل از میلاد است که شامل یک سکو به اندازه‌های ۲۰در۲۵ پا می‌باشد. در بخش شرقی محراب قسمتی که اکنون آتشکده می‌باشد برای عبادت ایرانیان بنا شده بود.
سمت غرب ایران مقدس ویژه خدایان یونانی بوده و در سمت غربی آتشکده 3 معبد برای تن از خدایان قدیم اختصاص داشت که 2 تن از آنان هراکلیوس و آتنا می‌باشد.

 


یک پلکان به عرض ۲۵ متر مومنان را به روی صفه نزدیک محل مقدس هدایت می کرد و از آنجا که در پایان مراسم نیایش نبایستی از همان راه که آمده‌اند بازگردند یک پلکان دیگر در گوشه دیگر ضلع شرقی برای پایین رفتن ساخته بودند.
به عقیده پروفسور گیرشمن سابقه استقرار یکی از قبایل پارس در مسجدسلیمان به اواخر قرن هشتم قبل از میلاد می‌رسد.
ظروف سفالی، سکه‌های قدیمی، مجسمه‌های باستانی و آثار کهنی از این بنای تاریخی بدست آمده است که در موزه‌های داخل و خارج نگهداری می‌شوند.

 


همه ساله از سراسر ایران و حتی خارج از کشور جهانگردانی برای بازدید از این اثر ارزشمند باستانی به استان خوزستان سفر می کنند.
آتشکده سرمسجد در سال 1316 و با شماره 300 به فهرست آثار تاریخی ملی و باستانی کشور به ثبت رسیده

( تعداد کل: 61 )
   1       2       3       4       5       ...       7    >>